خرید بک لینک

سمراد.
استادما جناب ابوالقاسمی در مورد سمرادیان چنین می گفت:

قبل از ظهور اَشو زرتشت نیا کان ما را عقایدی بود که اثر آن باورها را در سروده های عرفا وفضلا می بینیم این باورها که از منابع گوناگون به دست آمده عبارتند از
سمرادیان ..یزدانیان ..سپاسیان. هوشیان
انوشگان . آذرهوشنگیان میتراییسم و.....

سمراد یا سمرادیان

سمرادیان چه کسانی بودند؟
سمراد به معنی پندار و وهم وخیال است
معتقد بودند که همه موجودات کلا وهم وخیال است ومثل آن چه که در خواب وخیال مشاهده می کنیم هرچه در زمین به نظر می رسد وجود خارجی ندارند به قول میرزاده عشقی:
همه را فکر بشر ساخته است
خویش در وسوسه انداخته است ...
فقط ان چه اصل است وحقیقت دارد افلاک وانجم و مجردات ومعنویات هستند
نام دیگر آن فرتوشیه است یا فرشیدیه که بنیانگذار این مذهب فرشیدپسرفرتوش از وخشوران یا پیامبران بود
اوگوید افلاک و انجم هم خیال است
فقط آن چه حقیقت دارد واجب الوجود است حتی جانشین او همه را خیال می داند.

به این رباعی منسوب به خیام نگاه کنید
صانع به جهان کهنه همچون حرفی است .(ظرفی)
ابی است به معنا وبه ظاهربرفی است

بازیچه کفرو دین به طفلان بگذار
بگذر زهمه که غیرایزد حرفی است

خلاصه باور آن ها این بوده که وقتی انسان خود رانمی شناسد وهرچه درباره خود می گوید بر پایه ظن وگمان است
وقتی خودرانمی توانی بشناسی که چیستی واین اعضا وگوشت و پوست واستخوان و خون چیست واز چه وچطور درست شده بقیه راچطور می شناسی ؟! مولانا هم فرموده :

کل ما فی الکون وهم او خیال
اوعکوس فی مرایا او ظلال
( استاد ما این بیت را از مولانا فرموده اما گویا از جامی است) [معنی :جهان و مابقی پدیده‌ها اصالت ذاتی ندارند و همگی تجلی، آینه و سایه‌ای از وجود حقیقت مطلق هستند]

آنچه درهستی هست وهم وخیال یا مثل تصویردر آیینه ها وسایه ها هستند
در رد. افکار. آن ها آورده اند که:

پرستار یکی از مبلغان بزرگ سمرادی اسب اورا پنهان کرد والاغی به جایش گذاشت سمرادی وقتی امد واسب را ندید گفت اسبم کجاست وچرا خر آورده ای
پرستارگفت خیال می کنی که خراست سمرادی
زین اسب را ازپشت خربرداشت وبرپشت اونهاد وبا شلاق اورا زدن گرفت پرستار گفت مُردم نزن
گفت خیال می کنی شلاق وزدنی نیست
حال ببینیم اصل این نظریه چه بوده که به این شکل مزخرف تحریف گردیده
اصل این است که ما به دنیا می آییم اعمالی انجام می دهیم ومی گذرد
از کاری که دیروز کردیم وآ ن چه برما گذشت در روز جاری خبر واثری نیست فقط خیال وتصویر آن کارو وقایع در سرما وآیینه ذهن ما باقی مانده است.

پدران ومادران و یاران ما و آن ها که در دنیا آمده اعم از حیوانات ، جانداران ، حتی جنگ بین آدمیان ، شادی ها و غم ها وهر واقعه ای آیا اثری جز خیال باقی مانده است

مسلم است که فقط حکایت آن و خیال آن باقی است از این جنبه باور درستی است نه این که هرچه هست خیال است
هدف آورنده این مذهب ومرام پند واعتباری بود برای بشر خودخواه وسرکش که وقتی هیچ چیز باقی نمی ماند وسرانجام همه نیستی است این همه جنایت نکنند وحرص نزنند

جهان ای برادر نماند به کس
دل اندر جهان آفرین بند وبس

دکان داران این مذهب برای سود خود آن را به شکل مسخره تحریف کرده اصل ان گم شد واین آسیب همه ادیان وافکار است که دین دکان عده ای می شود که نفع خود را می خواهند به قول حکیم توس :

زیان کسان ازپی سود خویش
بجویند ودین اندر آرند پیش


با پوزش از خالق هستی آزادی افکار همه را ازقیدخر افات می خواهم. ( روحش شاد )


رضاضَحاکی راحت.
دبیر و مدرس تاریخ
و ادبیات...

بیست و نهم اَمرداد

۱۴۰۵

برچسب: نویسنده: نوید طباطبایی تاريخ: دوشنبه 6 مهر 1405 ساعت: 10:10

صفحه بندی